تبليغاتX
وبلاگ اختصاصی مهراب خادمی پور
 
No Image
کربلا پيوند ثابت
عشق یعنی: اشتیاق کربلا×××گر گرفتن در فراق کربلا
بسم الله..

هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
و آنکه این کار ندانست در انکار بماند

محمد بن مسلم گوید: از امام باقر (ع) و امام صادق (ع) شنیدم که میفرمودند:

خداوند متعال (چند چیز را ) در ازای شهادت امام حسین ( علیه السلام ) عنایت فرمودند:

اینکه مقام امامت را نصیب فرزندان آن بزرگوار نمود٬ شفای بیماران را در تربت مقدسش و اجابت دعا را در نزد قبر مطهر آن حضرت قرار داد. و اینکه روزهایی که زائران آن حضرت به زیارتشان میروند و بر میگردند جزء عمر آنان محسوب نمی شود.

کتاب القطره ٬ جلد دوم


نوشته: حضرت عشق(ع) در: سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 |

 
معجزه رياضی قرآن پيوند ثابت

هر فرد نا مسلمان منصفی با خواندن مطالب زير ايمان ميآورد که قران کلام خدا است

چه رسد به افرادی که مسلمان هستند

جمله ”بسم الله الرحمن الرحيم“ 19 حرف  است، و در آيه 74:30 سوره مدثر آمده است كه نگهبانان جهنم 19 فرشته هستند

و هر كس كه بگويد قرآن سخن انسان است خداوند او را وارد جهنمی ميكند كه 19 فرشته نگهبان آن هستند.

 ما ميدانيم که عدد 19 عدد اول  ( prime number ) است. عدد اول عددی است كه فقط بر خودش و بر يك قابل تقسيم باشد.

افراد مختلفی در گذشته و حال سعی کرده اند که به رمزهای معجزات رياضی قرآن پی ببرند.

در گذشته، يکی از اين افراد پيگيری های زيادی در اين مورد انجام داد و به موفقيت های زيادی "در اين مورد" رسيد.

در سالهای اخيرآقای كورش جم ‌نشان كه در زمان حاضر در تهران زندگی ميكند با يك ماشين حساب كوچك به نتيجه‌ای رسيد

كه شما ميتوانيد آن را امتحان كنيد. او شماره هر سوره را با تعداد آيات آن بصورت زير جمع كرد:

 

 

جمع

 

تعداد آيه

 

شماره سوره

زوج

8

=

7

+

1

زوج

288

=

286

+

2

فرد

203

=

200

+

3

زوج

180

=

176

+

4

فرد

125

=

120

+

5

...

...

 

...

 

...

...

...

 

...

 

...

زوج

118

=

5

+

113

زوج

120

=

6

+

114

 

جمع زوج ها

جمع فردها

 

جمع آيه ها

 

جمع سوره ها

6236

6555

 

6236

 

6555

 


ادامه اين مطلب را بخوانيد...

نوشته: حضرت عشق(ع) در: چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 |

 
حکایت یکی از کاروان های راهیان نور/ حاج آقا باید برقصه! پيوند ثابت
کنار قبور مطهر شهدای طلائیه که رسیدیم، یک نفر از بین جمعیت گفت: پس کو این معجزه حاج آقا! ما که این‌جا جز خاک و چند تا سنگ قبر چیز دیگه‌ای نمی‌بینیم! به دنبال حرف او بقیه هم شروع کردند: حاج آقا باید برقصه...
به گزارش جهان ؛ وبلاگ محجبه ها فرشته اند نوشت: این خاطره را همان سال ۸۷ در اتوبوسی که راهی نور بود، از یکی از راویان نورانی شنیدم که خواندنش بعد از سه سال هنوز مو به تنم سیخ می‌کند... بخوانیدش که قطعا خالی از لطف نیست:

"چند سال قبل اتوبوسی از دانشجویان دختر یکی از دانشگاه‌های بزرگ کشور آمده بودند جنوب. چشم‌تان روز بد نبیند... آن‌قدر سانتال مانتال و عجیب و غریب بودند که هیچ کدام از راویان، تحمل نیم ساعت نشستن در آن اتوبوس را نداشتند. وضع ظاهرشان فوق‌العاده خراب بود. آرایش آن‌چنانی، مانتوی تنگ و روسری هم که دیگر روسری نبود، شال گردن شده بود.

اخلاق‌شان را هم که نپرس... حتی اجازه یک کلمه حرف زدن به راوی را نمی‌دادند، فقط می‌خندیدند و مسخره می‌کردند و آوازهای آن‌چنانی بود که...

از هر دری خواستم وارد شوم، نشد که نشد؛ یعنی نگذاشتند که بشود...

دیدم فایده‌ای ندارد! گوش این جماعت اناث، بده‌کار خاطره و روایت نیست که نیست!

باید از راه دیگری وارد می‌شدم... ناگهان فکری به ذهنم رسید... اما... سخت بود و فقط از شهدا بر‌می‌آمد...

سپردم به خودشان و شروع کردم.

گفتم: بیایید با هم شرط ببندیم!

خندیدند و گفتند: اِاِاِ ... حاج آقا و شرط!!! شما هم آره حاج آقا؟؟؟

گفتم: آره!!!

گفتند: حالا چه شرطی؟

گفتم: من شما را به یکی از مناطق جنگی می‌برم و معجزه‌ای نشان‌تان می‌دهم، اگر به معجزه بودنش اطمینان پیدا کردید، قول بدهید راه‌تان را تغییر دهید و به دستورات اسلام عمل کنید.

گفتند: اگر نتوانستی معجزه کنی، چه؟

گفتم: هرچه شما بگویید.

گفتند: با همین چفیه‌ای که به گردنت انداخته‌ای، میایی وسط اتوبوس و شروع می‌کنی به رقصیدن!!!

اول انگار دچار برق‌گرفتگی شده باشم، شوکه شدم، اما چند لحظه بعد یاد اعتقادم به شهدا افتادم و دوباره کار را به آن‌ها سپردم و قبول کردم.

دوباره همه‌شون زدند زیر خنده که چه شود!!! حاج آقا با چفیه بیاد وسط این همه دختر و...

در طول مسیر هم از جلف‌بازی‌های این جماعت حرص می‌خوردم و هم نگران بودم که نکند شهدا حرفم را زمین بیندازند؟ نکند مجبور شوم...! دائم در ذکر و توسل بودم و از شهدا کمک می‌خواستم...

می‌دانستم در اثر یک حادثه، یادمان شهدای طلائیه سوخته و قبرهای آن‌ها بی‌حفاظ است...

از طرفی می‌دانستم آن‌ها اگر بخواهند، قیامت هم برپا می‌کنند، چه رسد به معجزه!!!

به طلائیه که رسیدیم، همه‌شان را جمع کردم و راه افتادیم ... اما آن‌ها که دست‌بردار نبودند! حتی یک لحظه هم از شوخی‌های جلف و سبک و خواندن اشعار مبتذل و خنده‌های بلند دست برنمی‌داشتند و دائم هم مرا مسخره می‌کردند.

کنار قبور مطهر شهدای طلائیه که رسیدیم، یک نفر از بین جمعیت گفت: پس کو این معجزه حاج آقا! ما که این‌جا جز خاک و چند تا سنگ قبر چیز دیگه‌ای نمی‌بینیم! به دنبال حرف او بقیه هم شروع کردند: حاج آقا باید برقصه...

برای آخرین بار دل سپردم. یا اباالفضل گفتم و از یکی از بچه‌ها خواستم یک لیوان آب بدهد.

آب را روی قبور مطهر پاشیدم و...

تمام فضای طلائیه پر از شمیم مطهر و معطر بهشت شد... عطری که هیچ جای دنیا مثل آن پیدا نمی‌شود! همه اون دخترای بی‌حجاب و قرتی، مست شده بودند از شمیم عطری که طلائیه را پر کرده بود. طلائیه آن روز بوی بهشت می‌داد...

همه‌شان روی خاک افتادند و غرق اشک شدند! سر روی قبرها گذاشته بودند و مثل مادرهای فرزند از دست داده ضجه می‌زدند ... شهدا خودی نشان داده بودند و دست همه‌شان را گرفته بودند. چشم‌ها‌شان رنگ خون گرفته بود و صدای محزون‌شان به سختی شنیده می‌شد. هرچه کردم نتوانستم آن‌ها را از روی قبرها بلند کنم. قصد کرده بودند آن‌جا بمانند. بالاخره با کلی اصرار و التماس آن‌ها را از بهشتی‌ترین خاک دنیا بلند کردم ...

به اتوبوس که رسیدیم، خواستم بگویم: من به قولم عمل کردم، حالا نوبت شماست، که دیدم روسری‌ها کاملا سر را پوشانده‌اند و چفیه‌ها روی گردن‌شان خودنمایی می‌کند.

هنوز بی‌قرار بودند... چند دقیقه‌ای گذشت... همه دور هم جمع شده بودند و مشورت می‌کردند...

پرسیدم: به کجا رسیدید؟ چیزی نگفتند.

سال بعد که برای رفتن به اردو با من تماس گرفتند، فهمیدم دانشگاه را رها کرده‌اند و به جامعه‌الزهرای قم رفته‌اند ... آری آنان سر قول‌شان به شهدا مانده بودند ..."

نوشته: حضرت عشق(ع) در: چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 |

 
تیتر روزنامه ها در فردای ظهور چیست؟ پيوند ثابت

alt

مهمترین خبری که همه در انتظار شنیدن آن به سر می برند ظهور منجی است به نظر شما روزنامه ها در

فردای ظهور چه تیتری خواهند زد؟

نمونه تیتر:
انتظار به سر آمد
جشن ظهور در مهدیه تهران
نماز جماعت مغرب به امامت امام زمان(ع) تیترهای بعدی با شما.................................



نوشته: حضرت عشق(ع) در: یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 |

 
چرا گوشت خوک حرام است؟ آيا درست است که خوردن گوشت خوک باعث بي غيرتي مي شود ؟ پيوند ثابت
احکام شرعی از طرف خداوند فرستاده شده و به وسیله پیامبر یا معصومان بیان شده، در آنها مصلحت هایی برای انسانها در جهت سعادت و کمال قرار دارد، یا مفاسد واقعی که به خاطر آن ها خداوند نهی کرده است، اگر چه از مصالح و مفاسد واقعی آگاهی کامل نداریم، اما می دانیم اين امور به حقيقت سعادت انسان بر مي گردد و ضرورتا در مورد سلامت جسماني نيست، هرچند مي تواند در اين خصوص هم باشد كه مواردي از آن كشف شده و یا به مرور زمان و در اثر پیشرفت دانش بشری کشف خواهد شد.
اما حرمت برخی خوراکی‏ها و نوشیدنی‏ها از جنبه‏های مختلف قابل بررسی است:
1. جسمی و بهداشت فردی:
در این باره اگر چه برخی از میکروب‏ها را با پیشرفت علمی و با ابزارهای مختلف بتوان از بین برد، اما اطمینان خاطر نسبت به نابودی تمامی موارد ضرر رسان مشکل است. چنان که ثابت شده برخی میکروب‏ها مثل ميكروبي كه در گوشت خوك وجود دارد (انگل تريشين)، پس از حرارت‏رسانی، سپر حرارتی [=هاگ] برای خود ایجاد می‏کنند، به طوری که تا 400 درجه سانتیگراد نیز می‏توانند مقاومت نمايند.
بر فرض صحت اين ادعا نوع پرورش اين حيوان در محيط هاي سالم نمي تواند مانع وجود انگل يا از بين رفتن آن شود. البته همه اين امور تنها در حد احتمال است. چه بسا اصلا از نگاه شرع، ضررهاي جسمي يا اموري نظير احتمال ذكر شده، مورد نظر در حكم حرمت استفاده از گوشت اين حيوان نباشد.
2. روانی و معنوی:
بر فرض که تمامی آلودگی‏های ظاهری آن از بین برود، خوردن گوشت خوك، چه بسا تأثیرات منفی روحی و معنوی داشته باشد. زیرا آن طور که گفته شده است، خوک از فضولات و پس‏ مانده‏ها تغذیه می‏کند. میان حیوانات به عنوان حیوان بی‏غیرت از آن یاد می‏شود که هیچ حمایتی از ماده خود نشان نمی‏دهد. در صورتی که از شتر به عنوان حیوان با غيرت یاد می‏شود، به طوری که نمی‏توان شتر دیگری را در مقابل او کشت. گوسفند حیوان رام و آرامی است. چه بسا با تغذیه از این گونه حیوانات، آثار روانی و روحی آن¬ها نیز به انسان منتقل شود. اگر چه به میزان محدود و ناشناخته باشد. امروزه در علوم تأثیر غذاها بر روح و روان مورد توجه قرار گرفته و مسأله اي ثابت شده است.
در روايات هم نظير همين مسائل روحي و غير مادي به عنوان دليل اجتناب از خوردن گوشت خوك ياد شده است ( شيخ صدوق، الأمالي، ص 666).
در نتيجه به طور مشخص نمي توان گفت اين گونه احكام و حرمت ها جهت مشكلات بهداشتي و ايجاد بيماري هاي جسمي در انسان يا تنها به خاطر برخي آثار روحي است تا نوع پرورش و نگهداري يا فرآوري و تهيه و توزيع گوشت اين حيوان، در حكم شرعي آن تاثير گذار باشد؛ البته در مجموع به نظر مي رسد احتمال قوي حكم حرمت گوشت خوك به سبب مسايل روحي و معنوي است كه در افراد به سبب خوردن آن به وجود مي آيد. اما براي ما آن چه لازم است، تبعيت و تسليم در برابر دستورات شرعي است، همان گونه كه در مورد همة امور شرعي، اصل و مبنا براي ما تسليم و تعبد است.


نوشته: حضرت عشق(ع) در: یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 |

 
چی کنیم تا نذرهای ما برآورده شود؟ پيوند ثابت
توجه شما به امور معنوی و اعتقادی نظیر دعا و توسل به اهل بیت عصمت و طهارت، امری به حق و به جا و طبق فطرت پاک انسانی بوده و قابل تقدیر است.
نذر نیز در کنار دعا می تواند در رفع حوایج مؤثر باشد. در قرآن کریم، سوره دهر، نقل شده است که اهل بیت (ع) برای رفع حاجتی که ظاهرا بیماری بوده است سه روز روزه گرفتند. این نوع نذر می تواند بسیار موثر و مفید باشد. نیز هر کاری که موجب خشنودی خداوند باشد از قبیل نماز، روزه، صدقه به فقرا برای نذر کردن خوب است.
نذر می تواند به انگیزه ها و اهداف گوناگونی انجام گیرد که از آن به فلسفه و چرایی نذر یاد می شود. از جمله اهداف و انگیزه های نذرکننده می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1)رسیدن به مطلوب و برآورده شدن حاجت؛
2)تقید به بندگی خدا و تلاش در جهت رسیدن به مقام قرب ربوبی؛
3)تقویت انگیزش در جهت سیر و سلوک معنوی؛
4)نجات از مصائب و رویدادهای سخت.
بنابراین، می توان نذر را برای حل مشکلات و رهایی از مصیبت ها و همچنین دست یابی به اموری خاص به کار گرفت. پس نذر در حقیقت نوعی توسل و وسیله جستن برای رسیدن به فضل الهی و تقرب به اوست. (1) نذر به عنوان وسیله تقرب و جلب محبت الهی مورد تایید شریعت اسلامی و آموزه های قرآنی قرار گرفته است.
وفای به نذر آثار بزرگی دارد که از جمله می توان به یاری خداوند(2)، ورود به بهشت(3)، مصونیت از سختی های قیامت، شادمانی و سرور در قیامت و ستایش خداوندی اشاره کرد.
عدم اجابت نذر:
البته این نکته هم قابل توجه است که گاهی ما حاجتی را میخواهیم، ولی هر چه تلاش میکنیم و نذرهای مختلف انجام میدهیم به حاجتمان نمیرسیم. باید دانست که این مسئله اهمیت نذر را کم نمیکند، بلکه بسیار مواردی وجود دارد که ما چیزی را برای خودمان ضروری و لازم میدانیم و دنبال به دست آوردن آن هستیم، ولی چون به خیر و صلاح ما نیست و ممکن است در آینده به ضرر ما تمام شود، خدا حاجت ما را به تأخیر میاندازد تا موقع انجام آن برسد و چه بسا ما چیزی را دوست داریم، در حالی که به ضرر ماست و چه بسا از چیزی بدمان میآید ولی همان به نفع و صلاح ما میباشد. (4)
پس هر موقع خدا صلاح بداند حاجت و نیاز انسان را رفع میکند و تأخیر حاجت به معنای کم اهمیتی و بی تأثیر بودن نذر نیست.
نکتۀ پایانی: سعی کنید خلوص را در کارهایتان لحاظ کنید تا سیم ارتباطی به خدای متعال وصل شود و هر چه خیر و صلاحتان بوده را به شما عطاء کند. شما نذر و دعایتان را به درگاه خدای متعال بفرستید و منتظر باشید تا هر چه صلاحتان است برآورده شود. به أموری که خدای مهربان برایتان لحاظ می کند راضی باشید و با توکل بر مشکلات فائق آیید.
پی نوشت ها:
1. مائده(5) آیه ۳۵.
2. بقره(2) آیه ۲۷۰.
3. انسان(31) آیات ۵ و ۷ و ۱۲.
4. بقره(2) آیه216. شاید چیزی را ناخوش بدارید و در آن خیر شما باشد و شاید چیزی را دوست داشته باشید و به رایتان ناپسند افتد. خدا میداند و شما نمی دانید.

نوشته: حضرت عشق(ع) در: یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 |

 
منظور از ناموس خدا و ناموس دهر که به حضرت فاطمه سلام الله علیه گفته می شود چیست؟ پيوند ثابت
ناموس در لغت به معانی مختلفی آمده است که البته همه آن ها حکایت از بزرگی معنای آن واژه دارد. برخی از آن معانی عبارت است از وحی، فرشته، احکام الهی، قانون اعظم. (1)
نیز به معنای صاحب راز و آگاه بر نهان، جبرییل و ... آمده است. (2)
البته چنین تعبیری در متون اسلامی در مورد حضرت فاطمه سلام الله علیها و نیز بعضی از امامان چون امام باقر سلام الله علیه دیده شده است :
روى في كتاب الأربعين: اشتد بالحسنين الجوع... و بعد مرور ثلاثة أيام طلبوا من أمهم - ناموس الله الأكبر - شيئا يأكلاه وليس في بيت فاطمه ( عليها السلام ) من شيء (3) ؛ گرسنگی بر امام حسن و امام حسین سلام الله علیهما فشار آورد. بعد از گذشت سه روز خدمت مادرشان حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیه "ناموس بزرگ خدای " رسیدند و طلب غذا کردند، ولی در منزل حضرت چیزی برای خوردن وجود نداشت.
نیز در مورد حضرت باقر سلام الله علیه آمده: هَذَا ابْنُ فَاطِمَةَ الْغَرَّاءِ الْعَذْرَاءِ الزَّهْرَاءِ- هَذَا بَقِيَّةُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ هَذَا نَامُوسُ الدَّهْرِ- هَذَا ابْنُ مُحَمَّدٍ وَ خَدِيجَةَ وَ عَلِيٍّ وَ فَاطِمَةَ- هَذَا مَنَارُ الدِّينِ الْقَائِمَةِ. در این عبارت نیز حضرت باقر سلام الله علیه به عنوان "ناموس دهر" لقب گرفته است. (4)
با توجه به معانی با عظمتی که در مورد ناموس ذکر شده است، می توان فهمید که ناموس در مورد اولیای خدا به قدر و اندازه وجودی شان معنا پیدا می کند. اگر به حضرت صدیقه طاهره، ناموس خدا و یا دهر می گویند، می تواند به این خاطر باشد که حضرت، صاحب راز و آگاه بر نهان جهان بوده، در حالی که خود چون درّی گران بها و دست نایافتنی در صدف تکوین، مکتوم و مکنون است.
پی نوشت ها:
1. محمد معین، فرهنگ فارسی ، تهران، انتشارات امیر کبیر، 1360 ، چاپ چهارم، ج 5 ، ص 3629.
2. خلیل جرّ، فرهنگ عربی فارسی، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1375 ، ص2014.
3. کجوری، الخصائص الفاطمية، انتشارات الشریف الرضی، 1380 قمری ، چاپ اول، ج 2 ، ص 403.
4. مجلسی، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، بیروت، انتشارات الوفاء، 1403 قمری ، چاپ دوم، ج‏46، ص 260.

نوشته: حضرت عشق(ع) در: یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 |

 
توسل شهید برونسی به حضرت زهرا (س) پيوند ثابت



از عبدالحسین برونسی نقل است که: توی یکی از عملیات ها کار گره خورده بود، حجم آتش دشمن سنگین بود. شاید همین باعث شد تا تمام گردان کپ کنند. هرچه از بچه ها خواستم بلند شوند، فایده نداشت. انگار چسبیده بودند به زمین.

لحظه ها لحظه های حساسی بود. اگر معطل می کردیم، ممکن بود بچه ها توی محورهای دیگر هم موفق نشوند. متوسل شدم به بی بی دوعالم سلام الله علیها. با تمام وجود از حضرت خواستم کمکم کنند.

در آن تاریکی شب، و در آن بی چارگی محض، یک دفعه فکری به ذهنم افتاد. رو کردم به بچه ها ، با ناراحتی گفتم: فقط یک آر پی جی زن از بین شما بلند شه با من بیاد، دیگه هیچ کدومتون رو نمی خوام.

یکی از آر پی جی زن ها بلند شد. محکم و قاطع گفت: من میام.

به چند لحظه نکشید، یکی دیگر مصمم تر از او بلند شد، وپشت بندش یکی دیگر. تا آمدم به خودم بیایم، تمام گردان بلند شده بودند.

منبع: «ساکنان ملک اعظم2 /ص70»


نوشته: حضرت عشق(ع) در: چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 |

 
فاطمیه دوم پيوند ثابت

 :: ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) تسلیت باد ::

ما زنده به لطف و رحمت زهرائیم
مامور برای خدمت زهرائیم
روزی که تمام خلق حیران هستند
ما منتظر شفاعت زهرائیم


نوشته: حضرت عشق(ع) در: چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 |

 
چگونه مومني را شاد کنيم؟ پيوند ثابت


کمک به سيل زدگان پاکستان

معناي «ادخال سرور»

از جمله کارهايي که در فرهنگ اسلام والايي دارد و توصيه فراواني به آن شده و صاحب شريعت پاداشي بس بزرگ برايش در نظر گرفته «ادخال سرور» در قلب مومن است.

در روايتي امام باقر(عليه‌السلام) مي‌فرمايد: «إِنَّ أَحَبَّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِدْخَالُ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِ»(1)؛ به درستي که محبوب‌ترين اعمال نزد خداي متعال "ادخال سرور" در قلب مومن است و در روايتي ديگر فرمودند: «مَا عُبِدَ اللهُ بِشَيْ‏ءٍ أَحَبَّ إِلَى اللهِ مِنْ إِدْخَالِ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِ»(2)؛ خداوند به چيزي محبوب‌تر از ادخال سرور در قلب مومن عبادت نشده است.

رسول اکرم(صلي الله عليه و آله) ارزش اين کار را برابر با مسرور کردن خدا و رسولش دانسته و مي فرمايد: مَنْ سَرَّ مُؤْمِناً فَقَدْ سَرَّنِي وَ مَنْ سَرَّنِي فَقَدْ سَرَّ اللَّهَ.(3)

در ارزش و اهميت و ثواب فوق العاده اين کار حرفي نيست عمده سخن در معنا و مصاديق کارهايي است که منجر به «ادخال سرور» مي شود.

به گمان برخي معناي اين واژه، به خنده انداختن ديگران است و همين پندار شايع و نادرست باعث شده تا بسياري براي رسيدن به ثواب اين کار، دست به خنداندن ديگران بزنند.


ادامه اين مطلب را بخوانيد...

نوشته: حضرت عشق(ع) در: شنبه دوم اردیبهشت 1391 |

 
آرشيو مطالب پيشين:
 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

درباره ما


لينك هاي روزانه

< Html />

    سايت مراجع تقليد

     آيت الله سيد علي خامنه اي (مد ظله العالي)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آيت الله جواد تبريزي (رحمة الله علیه)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آيت الله محمد تقی بهجت (رحمة الله علیه‌)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آيت الله نوري همداني (مد ظله العالي‌)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آيت الله  سید صادق شیرازی (مد ظله العالي)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آيت الله لطف الله صافي (مد ظله العالي‌)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آيت الله ناصر مکارم شيرازي (مد ظله العالي‌)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آيت الله فاضل لنکرانی (رحمة الله علیه)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آيت الله سيد علي سيستاني (مد ظله العالي)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آيت الله وحيد خراساني (مد ظله العالي ‌)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آيت الله جوادي آملي (مد ظله العالي ‌)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آيت الله جعفر سبحاني (مد ظله العالي)

    جهت دريافت كد لوگوي مراجع كليك كنيد
    ...........
    حرم فلش - کد وبلاگ - طراحی
    IS

پیام مدیر وبلاگ

    در صورت داشتن هرگونه نظر یا پیشنهادی یا حتی انتقاد از بنده حقیر می توانید با نظر دادن مرا از خوب و بد بودن این کار آگاه کنید با تشکر مهراب خادمی پور
No Image No Image

کد لوگوي سه گوش گوشه نما

کد لوگوي سه گوش گوشه نما